•
فلک زد بر بساطم پشت پایی
که هر خاشاک من افتاد جایی
فلک را عادت دیرینه این است
که با آزادگان دایم به کین است
به جان می پرورد بی حاصلی را
کزو دل بشکند صاحبدلی را
نه امروزش چنین رفتار بودست
فلک تا بوده اینش کار بوده است
•
•
•
•
•
•
ما را دل از خوبان جدا نیست
صد حیف خوبان را وفا نیست
•
•
•
•
•
•
عشق یعنی تشنگی آموختن
در کنار آب لب را دوختن
•
•
•
•
•
•
هر روز که می رود شبی دنبالش
چون نیک کنی تفحص احوالش
مرگ است که می رسد ز اقلیم عدم
عمرست که می رود به استقبالش
استرآبادی
•
•
•
•
•
•
خوشا کسی که ازو هیچ بد به کس نرسد
غلام همت آنم که این قدم بردارد
ابن یمین
•
•
•
•
•
در آستان مرگ که زندان زندگی ست
تهمت به خویشتن نتوان زد که زیستم
پیداست از گلاب سرشکم که من چو گل
یک روز خنده کردم و عمری گریستم
•
•
•
•
•
•
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی
با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید
•
•
•
•
•
•
سودای دلم قسمت هر بی سرو پا نیست
خوش باش که یک لحظه دلم از تو جدا نیست
•
•
•
•
•
•
کاش می دانستی که
جهانم بی تو التف ندارد !
•
•
•
ما را در سایت █▓☆♡♪پــــــسرى تنـــــها ♪♡☆▓█ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: ღ mostafa hr ღ
بازدید: 421