میدانم دیگر برای من نیستی اما دلی که با تو باشد این حرفها را نمی فهمد …
.
.
گاهی اونقدر خسته میشویم که خستگیمون در نمیشه ، “درد” میشه !
.
.
زنده ام نه ازجانی که مانده ، از استخوان های لجبازی که روی هم ایستاده اند !
.
.
این روزها خیلی چیزها دست من نیست ؛ مثل دستهایت !
.
.
گاهی هم باید چشمها را بست تا او که نیست شاید بیاید در خواب !
.
.
آنجا نشسته ای و لبخند میزنی اما دستی تکان نمیدهی …
ای کاش آن قاب ، قاب پنجره بود !
.
.
تلخی قصه اونجاست که وقتی دلم سوخت ، دلش خنک شد !
.
.
زندگی نوشتن ندارد وقتی تمام روزهای خدا “من” دارد ولی “تو” ندارد …
.
.
بی تو هر کاری گریستن است حتی خندیدن …
.
.
سالهاست این ترازوی ۲کفه تعادل ندارد ، دست خالی و دل پر !
این همه بیداد را بی “دال” کن !
.
.
گاهی وجود تو را کنار خودم احساس میکنم اما چقدر دلخوشی خوابها کم است ؟!
.
.
این روزا هرکی ازم میپرسه “چطوری ؟”
برا اینکه “خوب” باشم ناچارا دشمن خدا میشم …
.
.
هیچکس بعد هیچکس نمرده ولی خیلیا بعد از خیلیا دیگه زندگی نکردن …
.
.
همه جا هستی
در نوشته هایم
در خیالم
در دنیایم
تنها جایی که باید باشی و ندارمت ، کنارم است !
.
.
میخواهم یادت را طلاق دهم ولی چکار کنم که از عهده مهریه سنگین خاطراتت بر نمی آیم !
.
.
بى تفاوت نیستم فقط دیگر کسى برایم متفاوت نیست !
.
.
این روزا توپِ توپم اما پنچرِ پنچر !
.
.
فکر نکن که به پایت می نشینم …
بلند میشوم ، آرام چرخی میزنم و مطمئن میشوم که نیستی
بعد برمیگردم سَرِ جایم ، سرم را میگذارم روی زمین و می میرم !
.
.
نمیدانم به مسافر دل بستم یا مسافر شد آنکه به او دل بستم ؟!
ساعت های نبودنت روی مچم بسته نمیشود ، حلقه می شوند دور گردنم !
.
.
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﯾﻪ ﺟﺎﯾﯽ “ﮔﯿﺮ” ﺑﺎﺷﻪ ، ﮐﻞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺭﻭ “ﻧﺦ ﮐﺶ” ﻣﯿﮑﻨﻪ …
.
.
جدایی نادر از سیمین “اسکار” میگیرد و جدایی تو از من “جانم” را …
.
.
هزار کلمه بر جای خالیت ریختم اما پر نشد ؛ به گمانم جایت بینهایت خالیست !
.
.
همیشه بهت میگفتم دلم میخواد خوشحالت کنم ، چه کنم که حالا دلیل خوشحالیت نبودن منه …
.
.
الان که این را می نویسم ساعت دقیقا راس نبودن توست ؛ تو هر موقع دلت خواست بخوان …
.
.
اعتراف می کنم عاشقت نبودم ، هنوز هم شاید نباشم اما اعتراف میکنم مرگ را بارها در نبودنت زیسته ام …
مرگ همان تویی هستی وقتی که نیستی !
.
.
هیچوقت دل اونایی که گریه شون بی صداست رو نشکنید چون این آدما هیچکس رو ندارن که اشکاشونو پاک کنه …
.
.
سوم
هفتم
چهلم
سال
چند سال دیگر باید عزادار نبودن هایت باشم …
.
.
خدارو شکر بعد این همه زندگی منم یه چیز شدم :
“فراموش”
.
.
تو برو ، من هم برای اینکه راحت بروی میگویم : باشد ، برو خیالی نیست …
اما کیست که نداند بی تو تنها چیزی که هست خیال توست !
.
.
غمگینم همانند پرنده ای که به دانه های روی تله خیره شده و به این فکر میکند که چگونه بمیرد ؟ گرسنه و آزاد یا سیر و اسیر …
.
.
خیلی سخته خواب کسی رو ببینی که دیگه نمی تونی تو واقعیت ببینیش …
.
.
غمگینم مثل مرده ای که توان تسلی دادن به بازماندگانش را ندارد !
.
.
ﻣﻦ ﻫﻢ ﮐﺎﻧﺪﯾﺪﺍ ﺷﺪﻡ ولی
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯿﺰﯼ
ﻧﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺘﯽ ﻭ ﻣﻘﺎﻣﯽ
ﻣﺮﺍ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻣﯿﻠﯿﻮﻥ ﻫﺎ ﺭﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ !
کافی است ﺗﻨﻬﺎ ﺗــــﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯽ ؛ ﮐﺎﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ
ﺑﯿﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﺘﺨﺎﺑﺎﺕ ﭘﯿﺮﻭﺯﻡ ﮐﻦ …
.
.
از همه آشناترم رفت و دیگه منو نخواس
فرصت گفتن نداد حتی برای التماس
.
.
خواستم آرزوهایم را به رخ روزهایم بکشم دیدم تو با روزها دست به یکی کرده ای ؛ آنها خودت را دارند و من فقط حسرتت را ؛ زبانم بند آمد !
.
.
از تو گفتن سوزش چشم می آورد و از تو نگفتن تورم گلو …
.
.
سخت است ببازی تمام احساس پاکت را و هنوز نفهمیده باشی اصلا دوستت داشت ؟
روزگار با ما خوب تا نکرد ، ما را خوب “تا” کرد …
.
.
اونی که سکته ی قلبی کرده مُرده
اونی که سکوت قلبی کرده مُرده تر …
.
.
احساسِ من درد میکشد و افکارِ من تو را بر روی این دیوار !
.
.
از یک جایی به بعد فاصله دیگر دور نیست ، درد است ، نزدیک است !
.
.
ماشین به راه افتاد … حس میکنم اما چیزی از من به جا مانده ؛ بر روی سینه می گذارم آهسته دستم را … جای دلم خالی !
.
.
ارزش دل قد یک مورچه است !!!
هر دو خواسته یا ناخواسته زیر پا له میشوند.
.
.
دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !
.
.
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟
نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !
.
.
تمام آرزوی امشب من ، ندیدن فرداست …
.
.
دلم شاخه ی شاتوتی که باد خونش را به در و دیوار پاشیده است.
.
.
کاش شبی
روزی
جایی
بر لبان تو تکرار میشد نامم …
.
.
هرچه لباس می پوشم افاقه نمی کند ، نبودنت کنارم زمستان سختی است.
█▓☆♡♪پــــــسرى تنـــــها ♪♡☆▓█...
ما را در سایت █▓☆♡♪پــــــسرى تنـــــها ♪♡☆▓█ دنبال میکنید